خرید بک لینک

حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش

در لشکر دشمن پسری داشته باشد .

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:47

قصد رفتن نمی کنم که بهانه شوی

شعر نو نمی گویم که ترانه شوی

پشت پنجره وقت تنهایی در هوای بارانی

چای نمی نوشم که به خیال من روانه شوی !

در خلوت شبهای پرستاره قلبم

قدم نمی زنم که به اسمان دلم کرانه شوی

باورت می برد از نگاه من غم را

با غم بسر کنم که خو نگیری و فسانه شوی ....

(مسلم

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:47

چند تا خط حرف دارم باهات و چند تا خط درد و دل از وقتی تنها کردی منو تو خیابونها ول یکی و ترجیح دادی بمن وای که چه درسی دادی بمن ؛ ای داد کشت غم دوری منو از حالم چی بگم برای تو...

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:47

دوست داشتن کسی که قدر دوست داشتنت رو نمیدونه کار سختیه؛ دوست داشتن کسی که حرف چشمات رو نمی خونه کار سختیه ؛

دوست داشتن کسی که وقتی بهش می گی دوسش داری حواسش جای دیگه است خیلی سخته !

دوست داشتن کسی که همه اینها رو با هم داره کار سختیه ؛

اون همه اینها رو داشت و من می دونستم ؛اما دوسش داشتم .

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:47

من جزو آدمهایی بودم که از هیچی شانس نیورده از جمله اون آدمهایی که خلق شدن تا خدا آزمایش کنه ببینه ظرفیت این موجود خاکیش چقدره! یه جورایی تو شیشه آزمایشگاه خدا بودم! واسه محاسبه توان ضربدر قدرت!گاهی به دورو برم با حسرت به ژن خوبها نگاه میکنم !دقیقا شبیه یه بچه فقیری که به ابنبات بچه مرفه خیره شده ! کم کاستی هام یکی دوتا نیست داشته هام هم زیاد نیست گاهی میشینم باهاشون یه قل دوقل بازی میکنم گاهی کلاغ پر !پدر پر!مادر پر! برادر پر!خواهر پر! همقفس پر! پسر ....

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:47

بر فراز آرزوهای محال

همچو شاهینی شکسته شاه بال

غوطه در رویای فردایی غریب

همچنان مست تمنایی عجیب

چشم خود را دوخته بر جام جم

قامتش بر سایه ی دیوار خم

می برد از درد ناله بر درون

تا نشاید سِرّ او فاش برون...

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:47

صفحه بندی